سرمنـزلِ سعـادت

ساخت وبلاگ

نگاهي به تفسير ادبي عرفاني قرآن مجيد    ( 1058 )                                                                


آدرس اين وبلاگ در تلگرام  َ        


https://telegram.me/adabvaerfan


ســوره 19 : مـريــم ( مـکّــي ـ98 آيه دارد ـ جزء  شا نزدهم ـ صفحه 305 )




  ( قسمــت پانزدهــــم )




سرمنـزلِ  سعـادت






 


 ( جزء شانزد هــم صفحــه 311 آيه 71 ) 



بسم الله الرحمن الرحيم    


وَ إِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا




   ترجمــه لفظـــي آيــــه شريفه :


 


و هيچ كس از شما نيست مگر [اينكه] در آن وارد مى ‏گردد


اين [امر] همواره بر پروردگارت حكمى قطعى است




 نگاهي ادبي و عرفاني به آيــه :


 


ورود بر دو گونه است :


ورود ادب و تهـذيب ،


ورود غضب و تعـذيب ،


ورود اول ؛ مؤمنــــان راست ،


ورود دوم ؛ كافـــــــــران راست ،


مؤمن به گنــــاه آلــــــوده گشتــــه ،


از آن كه دنيــــــا ســـراي پر غبــــــار است ،


و چركي ها و پليدي هاي گناه و معصيت بر او نشسته ،


از اين رو ؛ از دوزخ براي او گرمــــابــــه اي ساختنــــد ،


تا از چركي هــــا و آلودگي هــــا پاك و پاكيـــــــزه شود ،


آن گاه به سر منزل كرامت و سعادت رسد ،


چنان كه آب و گِلِ خام كه در هم كنند بي ارزش بُوَد ،


و چون از آتش بگذشت ، ارزش پيــــــــدا كند ،


[ و گلداني شود و گل در آن نهاده شود و در انظار قرار گيرد ! ]




لطيفــــــه :


حكمتِ ربّاني ؛ به آوردنِ مؤمنان در آتش اين است كه ؛  


جودتِ عنصر و پاكيِ ذات و قوّتِ حالِ آنان را به مشركان نمايد ،


كه ؛ جوهرِ اصلي را آتش تباه نكند ،


بلكه روشن تــــــر و افروختـــــــه تــــــر گرداند ،


چون زرِ خالص ؛ كه اگر در آتش نهند ،


آن را تبـــــــــــاه نكند ، بلكه درخشــان تـــــــر گرداند !




 


تفسير آيه شريفه از تفسير نــــور :


1 ـ تـرجمــــــه :


و هيچ كس از شما نيست مگر آن كه وارد دوزخ مى‏ شود ،


(و اين ورود شما) از جانب پروردگارت حكمى قطعى است.


2 ـ نكتـــــه هــــــا :


در تفسير طبرى آمده است : روزى عبداللّه ‏بن رواحه در حال بيمارى مى ‏گريست، همسرش نيز با ديدن او به گريه افتاد. عبداللّه پرسيد: تو چرا اشك مى‏ ريزى؟ گفت: به خاطر گريه ‏ى تو . عبداللّه گفت: ولى من به خاطر اين سخن خداى متعال مى‏ گريم كه فرمود: « اِن منكم الاّ واردها» ورود ما به دوزخ قطعى است، امّا من نمى‏ دانم از آن نجات مى ‏يابم يا خير ؟


اين آيه بايد در كنار آيات و رواياتى كه مربوط به صراط است معنا شود، چون صراط پلى است كه بر روى دوزخ كشيده شده است و همه ‏ى مردم از روى آن عبور مى‏ كنند، بعضى تند و بعضى كُند و بعضى به دوزخ مى‏ افتند.


رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود: روز قيامت، همه‏ ى انسان‏ها (چه خوب و چه بد) وارد جهنّم مى ‏شوند، ولى آتش به مؤمنين زيانى نمى‏ رساند، همچون حضرت ابراهيم كه آتش بر او سرد شد. بنابراين آيه ‏ى مورد بحث كه ورود همگان را به دوزخ حتمى مى ‏داند، با آياتى كه مى ‏گويد: مؤمنين از دوزخ دورند(124) منافاتى ندارد. زيرا از سويى وارد دوزخ مى ‏شوند، و از سوى ديگر با لطف خداوند آسيبى نمى ‏بينند.
البتّه ممكن است بگوييم كه ورود به معناى عبور است، نه داخل شدن. چنانكه در مورد حضرت موسى‏ عليه السلام آمده است « ورد ماء مَدين » يعنى به كنار آب شهر مَدين وارد شد، نه آنكه داخل آب شد.(125) يا آنكه بگوييم: مراد از كلمه ‏ى «منكم» در آيه‏ ى مورد بحث، گروه‏ هايى هستند كه در آيات قبل ذكر شده ‏اند، يعنى طرفداران شيطان. و مراد از نجات متّقين، نجات كسانى است كه از كفر و شرك نجات يافته ‏اند. يعنى همه ‏ى هواداران شيطان وارد دوزخ مى ‏شوند، امّا كفّار و مشركين در آنجا باقى مى ‏مانند و لكن گناهكارانى كه به شرك و كفر آلوده نبوده ‏اند، ولى فاسق بوده ‏اند سر انجام آزاد مى ‏شوند.


(124)  «اولئك عنها مبعدون » مؤمنان از آتش دوزخ دور نگاهداشتـه مى ‏شوند. انبياء، 101.
« و هم‏ من فزع يومئذ آمنون» نيكوكاران از وحشت قيامت در امانند. نمل، 89.
« لايسمعون حسيسها » مؤمنان صالح ، صداى آتش دوزخ را نمى‏ شنوند. انبياء، 102.


 (125) امام صادق‏ عليه السلام فرمودند: آيا نشنيده ‏اى شخصى كه مى ‏گويد: بر آب فلان طايفه وارد شدم ، مرادش رسيدن به آب است، نه دخول در آب. تفسير نورالثقلين.


3 ـ پيـــــــام هـــــــا :


1- قيامت و مراحل آن ، حساب شده و دقيق است. « لنحشرنّهم... لننزعنّ... اِن منكم الاّ واردها»


2ـ  خدا داراى سنّت‏ها و برنامه‏ هاى قطعى و حتمى است. « كان‏ على ‏ربّك‏ حتماً مقضيّا »



 


دوران چهل ساله ي فراق يعقوب به سر آمد ،




و دوران هزار و دويست ساله ي فراق شيعيان به سر نيامد !




چــــــــــرا ؟




اين جمعــه هم گـــذشت




و نيامديــــد آقــــــا !




و ما همچنــــان در فراقتـــــان




دعــــــاي فَــــــرَج بر لب داريم




 


غزل شماره 255


...
نویسنده : بازدید : 50 تاريخ : شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 22:37

close
تبلیغات در اینترنت